تبلیغات

امام حسین - سوالات در مورد محرم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

فلسفه عزادارى بر امامان چیست؟

عاشق اگر عاشق باشد، خود مى‏گرید پس چرا با برانگیختن احساساتش اشكش را در بیاوریم و آیا این اشك‏ها نقش تربیتى دارد؟

مساله گریه و عزادارى بر حضرت سید الشهدا علیه السلام از افضل قربات است و فلسفه‏هاى سازنده و تربیتى متعددى دارد از جمله:

1 - زنده داشتن یاد و تاریخ پرشكوه نهضت‏حسینى.

2 - الهام روح انقلاب، آزادگى، شهادت‏طلبى، ایثار و حقیقت‏جویى.

3 - پیوند عمیق عاطفى بین امت و الگوهاى راستین.

4 - اقامه مجالس دینى در سطح وسیع و آشنا شدن توده‏ها با معارف دینى.

5 - پالایش روح و تزكیه نفس.

6 - اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و ... اما اینكه اشك و گریه خود به خود به وجود مى‏آید یا باید با تلقین و برانگیختن احساسات ایجاد شود، مقوله دیگرى است.

مسلما هر مسلمان پاك طینتى با یادآوردن مصائب ابا عبدالله 7 7 2 و عظمتى كه آن حضرت به وجود آورد، اشك سوز و گاه اشك شوق مى‏ریزد، ولى مجالس روضه خوانى نقش تذكار و یادآورى دارند نه تلقین و این با خواندن روضه‏هاى صحیح و واقعى به دست مى‏آید، نه پیرایه‏ها و خرافات. در ضمن خلاقیت هنرى مانند بیان كردن حقایق با اشعار زیبا یا صداى خوب نیز مساله مهمى است و نقش بسیار ارزنده‏اى در جذب توده‏ها و سیراب كردن عواطف دارد.

اصولا یكى از روش‏هاى بلند دین بویژه اسلام آن است كه همه چیزش با هنر آمیخته شده و همراه با زیباترین آفرینش‏هاى هنرى توانسته است‏حقایق بلند را شیره جان مردم سازد و در اعماق وجود آنان جایگزین كند.

 

فلسفه قیام امام حسین علیه السلام

چرا مردم با اظهار این همه ارادت و دوستى نسبت به خاندان اهل‏بیت : از فلسفه قیام امام حسین علیه السلام اطلاع كافى ندارند؟

همان طور كه گفته شد، هدف از عزادارى‏ها و مراسم محرم، احیاى فلسفه عاشورا و استمرار بخشیدن به قیام خونین امام حسین علیه السلام است و باید این مساله، محور سخنان گویندگان مذهبى باشد. البته گویندگان مذهبى همه یكسان و هم سطح نیستند؛ ولى همواره بسیارى از علما و دانشمندان دینى در پى احیاى ابعاد مختلف اسلام از جمله قیام امام حسین علیه السلام و زدودن غبار خرافات از چهره دین و رویدادهاى تاریخى اسلام بوده و هستند، لكن در برخى از مجامع نیز ممكن است به عللى آنان دور از دسترس مردم بوده، از این رو زمینه براى میداندارى عناصر دیگر فراهم گردد.

 

فلسفه گریه

گریه چیست و چرا انسان گریه مى‏كند؟

گریه تجسم عینى تاثرات درونى و عاطفى است و داراى اقسام گوناگونى مى‏باشد كه هر یك آثار و نتایج ویژه‏اى دارند. از نظر روان‏شناسى گریه داراى اهمیت بسیارى است و فشار ناشى از عقده‏هاى انباشته در درون انسان را مى‏كاهد و درمان بسیارى از آلام و رنج‏هاى درونى انسان مى‏باشد. در حقیقت اشك چشم سوپاپ اطمینانى براى روح و جسم آدمى است كه در شرایط بحرانى (اندوه و یا شادمانى فراوان) موجب تعادل او مى‏گردد. از نظر عرفا نیز، گریه زیباترین و پرشكوه‏ترین جلوه تذلل بنده و اظهار عجز و تسلیم و عبودیت در پیشگاه معبود قادر متعال است.

 

گریه حضرت آدم بر امام حسین علیه السلام

آیا گریه كردن حضرت آدم بر امام حسین علیه السلام بیانگر جبر در زندگى انسانى است؟

این گونه حوادث یا علم پیشین الهى به افعال بندگان و پیشگویى آنها مستلزم جبر نیست. زیرا علم خدا در این موارد به چیزى Determinism تعلق گرفته كه با اراده آزاد بندگان تحقق خواهد یافت. به عبارت دیگر تفكر جبرانگار ( 41

بین علم پیشین الهى و فعل بندگان رابطه علت و معلولى مى‏بیند. یعنى علم خدا را علت فرض مى‏كند. زیرا مى‏بیند اگر آنچه خدا مى‏داند انجام نشود نافى علم مطلق الهى مى‏شود. چنانكه شاعر گوید:

مى خوردن من حق ز ازل مى‏دانست گر مى نخورم علم خدا جهل بود

و این بیان همان رابطه ترتبى و على است. در حالى كه واقع قضیه خلاف این است. یعنى چون بندگان افعالى را با اراده خود انجام مى‏دهند خداوند مى‏داند و از جمله آنها عمل شمر، یزید و... با امام حسین علیه السلام است. بلى شمر، یزید و ... آزادانه مى‏توانستند امام حسین علیه السلام را به قتل نرسانند و اگر از اراده و اختیار خود چنین استفاده‏اى مى‏نمودند، خدا هم مى‏دانست كه نمى‏كنند و اجبار هم نمى‏كرد و گریه آدم هم در كار نمى‏بود. سر این قضیه از نظر فلسفى آن است كه خداوند فوق زمان و مكان است و براى او قبل و بعدى نیست، از این رو علم او به اعمال در همه زمان‏ها شبیه علم ما به یك حادثه در زمان حال است و همچنان كه چنین علمى موجب جبرى بودن اعمال مورد مشاهده ما نیست، حضور عمل نزد خداوند نیز چنین است.

 

 قمه‏زنى

فلسفه قمه‏زنى چیست و از چه زمانى شروع شده است ؟

قمه‏زنى فلسفه صحیح اسلامى ندارد و شروع آن قرن‏ها پس از حادثه عاشورا بوده‏است. و هیچ دلیل و مستند قابل قبولى براى آن وجود ندارد.

افرادى قمه بر سرمى‏زنند و براى مشروع جلوه دادن آن استناد به كار حضرت زینب مى‏كنند كه سر خود را به محمل زدند آیا این مطلب صحت دارد؟ و این توجیه درست است؟

در رابطه با قمه زنى نه تنها هیچ دستورى از ناحیه شرع بر آن نرسیده است بلكه در صورت مضر بودن براى نفس و بدتر از آن چهره نامعقولى از دین نشان دادن، قطعا حرام و نامشروع است.

در رابطه با روایتى كه به حضرت زینب نسبت مى‏دهند باید گفت:

اولا: اینكه حضرت زینب سر را به چوبه محمل زده باشد، در كتب معتبر تاریخى نیامده و ساخته و پرداخته برخى افراد فاقد معلومات است، خصوصا كه محدث محقق مرحوم حاج شیخ عباس قمى این مساله را صحیح نمى داند.

ثانیا: چنانچه فرض كنیم كه حضرت زینب به چنین عملى مبادرت كرده باشند، عمل حضرت زینب سلام الله علیها در چنین موردى حجت‏شرعى نیست، چرا كه تنها سیره و عمل پیامبر صلى الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام مى‏تواند ملاك عمل باشد.

ثالثا: اگر آن خبر صحت داشته باشد (كه ندارد) ممكن است آن حضرت بدون اختیار و دراثر فشار و اندوه به چنین عملى مبادرت كرده باشد. در این صورت نیز این عمل قابل احتجاج نیست و نمى‏تواند ملاك عمل دیگران باشد.

 

 آیا از همراهان امام حسین علیه السلام كسى زنده ماند؟

آنچه از بررسى كتب تاریخ به دست آمده این است كه: هشت نفر از همراهان و یاران امام حسین علیه السلام زنده ماندند :

1 - عقبة بن سلمان

وى غلام رباب، دختر امرى‏ء القیس، همسر امام حسین علیه السلام بود كه او را به اسارت گرفتند و نزد عمر سعد بردند و چون از او پرسید: «تو كیستى؟» پاسخ داد: برده‏اى هستم. عمر سعد او را آزاد كرد.

2 - مرقع بن قمامه

او را نیز به اسارت گرفتند و قبیله وى از عمر سعد براى او امان گرفتند و نزد عبیدالله زیاد بردند و عمر سعد ماجراى او را باز گفت و پسر زیاد او را به بحرین تبعید كرد و در آنجا سكونت گزید.

3 - مسلم بن ریاح

وى نیز از همراهان امام حسین علیه السلام بود و پرستارى آن حضرت را مى‏كرد. پس از شهادت آن حضرت زنده ماند و از كربلا گریخت.

مسلم بن ریاح از جمله كسانى است كه قسمتهایى از ماجراى كربلا را نقل كرده است.

4 - حسن بن حسن

حسن بن حسن كه مشهور به حسن مثنى است در روز عاشورا زخمى و مجروح گردید وبا وساطت اسماء بن خارجه فزارى كه در لشكر عمر سعد بود و با او خویشاوندى داشت، از كشتن او صرف نظر كردند، و او را به كوفه آوردند و معالجه كردند و پس از بهبودى به مدینه بازگشت.

5 - عمر بن حسن.

6 - قاسم بن عبدالله.

7 - محمد بن عقیل.

8 - زید بن حسن.

اینان نیز به گفته برخى از اهل تاریخ در كربلا بودند، ولى زنده مانده و به شهادت نرسیدند. (3)

 

سرهاى شهداى كربلا را در كجا دفن كردند ؟

روز یازدهم محرم سال 61 هجرى تمام سرهاى شهدا كه قریب به هفتاد سر بود را از بدن‏ها جدا نمودند. و به توسط شمر و عمرو بن حجاج و خولى و حمید بن مسلم و دیگران به كوفه فرستادند.

ابن‏زیاد نیز سرهاى شهدا را با حضرت زین العابدین و سایر اسرا توسط شمر و افراد دیگر به طرف شام براى یزید بن معاویه فرستاد.

در مورد محل دفن سر مطهر سیدالشهدا پنج قول است :

1 - سر مقدس حضرت ابى عبدالله را یزید براى عمرو بن سعد به مدینه فرستاد و در بقیع نزد مادرش حضرت فاطمه دفن نمود.

2 - آن سر مقدس را سه روز در دمشق مصلوب نمودند، بعد در خزینه بنى امیه گذاردند تا زمان خلافت‏سلیمان بن عبدالملك بن مروان، سپس وى آن سر مطهر را در باب قرادیس شام دفن نمود.

3 - سر مطهر سیدالشهدا را در بالاى سر پدرش امیرالمؤمنین در نجف اشرف دفن كردند. لذا زیارت آن سر مبارك در بالاى سر حضرت على مستحب است.

5 - حضرت امام سجاد علیه السلام آن سر مطهر را از شام به كربلا آورد و به بدن شریف آن حضرت ملحق ساخت. كه این قول مشهور بین علماى شیعه است . (4)

در مورد سر مطهر سایر شهداى كربلا نیز، مى‏گویند امام سجاد علیه السلام جمیع سرهاى آنها را از یزید گرفت و در كربلا به بدنهاى آنها ملحق كرد.

قول دیگر این است كه سرهاى دیگر شهدا را در قبرستان شام دفن نمودند. كه فعلا نیز در قبرستان شام قبه عالیه‏اى است كه منسوب به رؤوس شهداى كربلا است و دوستان اهل بیت عصمت و طهارت در آنجا به زیارت این سرهاى مطهر مى‏روند. (5)

 

آیا كسى از سپاه امام حسین علیه السلام به لشكر یزید پیوست؟

در هیچ یك از منابع تاریخى معتبر ذكر نشده است كه اصحاب و یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا از وى جدا شده و به لشكر یزید ملحق شده باشند. بلكه همه یاران و اصحاب، پیشنهاد آن حضرت را درباره رفتن نپذیرفتند و همگى آمادگى خود را براى جانبازى و شهادت در راه فرزند پیغمبر اعلام كردند.

آرى، آنچه مسلم است این است كه پس از رسیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل، امام حسین علیه السلام در منزل «زباله‏» به همراهانش فرمود :

«بسم الله الرحمن الرحیم: اما بعد، فانه قد اتانا خبر فظیع، قتل مسلم بن عقیل و هانى بن عروة و عبدالله بن یقطر وقد خذلتنا شیعتنا فمن احب منكم الانصراف فلینصرف، لیس علیه منا ذمام‏» خبر بس تاثر انگیزى به ما رسیده است و آن، كشته شدن مسلم بن عقیل و هانى بن عروه (6) و عبدالله بن یقطر است. شیعیان ما دست از یارى ما برداشتند و اینك هر یك از شما كه بخواهد برگردد آزاد است و از سوى ما حقى بر گردنش نیست‏».

در این میان اعرابى كه در بین راه به آن حضرت ملحق شده بودند، برگشتند. تنها تعدادى از یاران خاصش كه از مدینه به همراه او آمده بودند باقى ماندند.

شهید مطهرى مى‏فرماید:

«كسى از اصحاب و یاران امام حسین علیه السلام با توجه به گرفتارى كه داشتند به لشكر دشمن ملحق نشدند» (7) .

 

 آیا امام حسین علیه السلام آغازگر جنگ بود ؟

لشكر عمر سعد در روز عاشورا گرداگرد لشكر و خیمه‏هاى امام حسین علیه السلام به گشت زنى مشغول شدند.از هر طرف كه مى‏رفتند خندقى پر از شعله‏هاى آتش در اطراف خیمه‏ها مى‏دیدند.در این هنگام شمر علیه اللعنه با صداى بلند فریاد زد:

اى حسین!پیش از آنكه قیامت فرا رسد در رفتن به آتش دوزخ شتاب كردى!

حضرت فرمود:گویا گوینده این سخن شمر است.گفتند:بلى یا بن رسول الله !

فرمود:اى پسر زن بز چران تو به آتش دوزخ سزاورترى.

مسلم بن عوسجه كه در كنار امام حسین علیه السلام قرار گرفته بود گفت

یا بن رسول الله !شمر در تیر راس من است اجازه بده تا او را به جهنم واصل كنم .

امام علیه السلام پاسخ داد:انى اكره ان ابداهم بالقتال من خوش ندارم كه آغازگر جنگ باشم

بعد سخنرانى‏هاى امام علیه السلام در روز عاشورا زمینه و مقدمات جنگ فراهم شد.

حر بن یزید ریاحى با شنیدن استغاثه امام حسین علیه السلام از خواب غفلت بیدار شد و به لشكر حق پیوست.در این هنگام عمر سعد تیرى به كمان گذاشت و به سوى سپاه ابا عبد الله علیه السلام رها كرد و گفت:

نزد امیر ابن زیاد شاهد باشید كه من پیش از همه جنگ را شروع كردم

در نتیجه عمر سعد رسما با انداختن تیرى به سوى سپاه ابا عبد الله علیه السلام جنگ را آغاز كرد و این خود نشان دهنده این است كه امام علیه السلام جنگ را آغاز نكرد بلكه از شروع به جنگ كراهت نشان مى‏داد

 

شهداى اهل بیت امام حسین علیه السلام در صحنه جنگ كربلا چند نفر بودند؟

آنچه تاریخ ثبت كرده است این است كه تعداد هفده نفر از اهل بیت امام حسین علیه السلام به غیر از خود امام حسین علیه السلام در صحنه جنگ حضور داشتند و به شهادت رسیدند :

1 - دو نفر از فرزندان امام حسین علیه السلام به نامهاى على اكبر و على اصغر سلام الله علیهما كه در زیارات به على و عبدالله مذكور است.

2 - قاسم بن حسن، عبدالله بن حسن و ابوبكر بن حسن سلام الله علیهم كه هر سه نفر از فرزندان برادرش امام حسن مجتبى بودند.

3 - حضرت ابوالفضل العباس ، عبدالله، جعفر، عثمان و محمد بن على سلام الله علیهم از برادران امام حسین علیه السلام .

4 - دو نفر از فرزندان حضرت زینب به نامهاى عون و محمد سلام الله علیهما .

5 - پنج نفر از اولاد عقیل به نامهاى عبدالله بن مسلم بن عقیل، محمد بن مسلم بن عقیل، جعفر بن عقیل، عبدالرحمن بن عقیل و محمد بن ابى سعید بن عقیل. (8)

 

آیا امام باقر علیه السلام ، روز عاشورا در كربلا حضور داشت؟

آنچه از بررسى تاریخ عاشورا به دست مى‏آید این است كه امام باقر علیه السلام به اتفاق پدرش حضرت امام سجاد علیه السلام در كربلا حضور داشت و سن مباركش در آن وقت چهار سال بود، چون آن حضرت در سال پنجاه و هفت در مدینه منوره متولد شد و واقعه كربلا در سال 61 هجرى اتفاق افتاد.

محدث قمى مى‏گوید:

«امام باقر علیه السلام در واقعه كربلا حضور داشت و در آن وقت چهار سال از سن مباركش گذشته بود.» (9)

در منتخب التواریخ آمده است :

«روز عاشورا امام زین العابدین علیه السلام بیست و دو ساله بوده و امام محمد باقر علیه السلام چهار ساله بوده و هر دو در كربلا بودند و حق تعالى ایشان را محفوظ داشت.» (10)

 

دفن اجساد شهدا در كربلا توسط چه كسانى انجام گرفت؟

هنگامى كه عمر سعد از كربلا خارج شد، جمعى از طایفه بنى اسد كه در غاضریه سكونت داشتند به قتلگاه شهدا وارد شدند و پس از اقامه نماز بر اجساد شهدا، آنان را دفن نمودند. به این طریق كه امام حسین علیه السلام را در همین موضعى كه اكنون معروف است دفن كردند و فرزندش على اكبر را در پایین پاى پدر به خاك سپردند و بقیه شهدا (مگر چند نفر معینى) را در زیر قدم آن حضرت دفن نمودند و حضرت عباس را در راه غاضریه در مكانى كه به شهادت رسیده بود به خاك سپردند.

اما طبق احادیث صحیحه، امام را جز امام نمى‏تواند غسل و كفن و دفن نماید، لذا روایت داریم كه گرچه به حسب ظاهر طایفه بنى اسد حضرت سیدالشهدا را دفن كردند اما در واقع امام زین العابدین علیه السلام آمد و آن حضرت را دفن كرد. چنانچه حضرت رضا علیه السلام به این مطلب تصریح فرموده است. (11)

 

عاقبت‏شمر بن ذى الجوشن چه شد؟

شمر بن ذى الجوشن، جانى شماره یك حادثه كربلا، پس از جنگ شورشیان كوفه با مختار، كه فرماندهى چند گروه را به عهده داشت از كوفه متوارى شد و فرار را برقرار ترجیح داد.

اما مختار در تعقیب این عنصر خبیث بود. لذا ابوعمره كه از افراد بسیار ارزنده و از یاران صمیمى مختار بود و كینه قاتلان حسین بن على را در دل داشت، از طرف مختار مامور كشتن شمر شد. ابوعمره با گروهى به تعقیب شمر رفت و او را در یكى از روستاهاى بصره پیدا نمود. ابوعمره طى یك درگیرى مسلحانه، شمر را زخمى كرد و سپس به اسارت خود در آورد. او را به نزد مختار آورد، مختار دستور داد او را گردن زدند و جسد او را در دیگ روغن جوشیده قرار دادند و یكى از اطرافیان مختار، سر شمر را با پاى خود لگد كوب كرد. (12)

شمر بن ذى الجوشن، از سران و شجاعان مردم كوفه بود كه در زمان حضرت على از شیعیان و طرفداران حضرتش به شمار مى‏آمد و در جنگ صفین در ركاب على با سپاه معاویه جنگید و شجاعت‏خوبى از خود نشان داد. اما شمر همانند بسیارى از مردم كوفه، در راه خود استوار نماند و به خاطر روح نفاقى كه در او وجود داشت، جزء دشمنان خاندان رسالت در آمد و به حكومت اموى پیوست.

 

عاقبت ابن زیاد چه شد؟

ابن زیاد جانى شماره دو حادثه كربلا كه در شام به سر مى‏برد، از طرف عبدالملك مروان كه تازه قدرت شام را به دست گرفته بود براى مسلط شدن بر عراق، مامور سركوبى قیام مختار شد. مختار نیروهایش را آماده كرد و فرماندهى كل آنان را به ابراهیم بن مالك اشتر داد.

این دو لشكر با هم درگیر شدند و ابراهیم اشتر با شجاعتى كه داشت، لشكر ابن زیاد را متوارى ساخت و تعدادى از فرماندهان و سربازان او را به درك واصل كرد.

تا سرانجام به سر وقت ابن زیاد، - این عنصر كثیف بنى امیه - رفت و با ضربت‏شمیشیر خود، او را دو نیم ساخت و سر بریده‏اش را براى مختار به هدیه اورد و جسد آن خبیث را با آتش سوزاندند. ابن زیاد در آن روز 39 سال داشت. روز جنگ لشكریان مختار با ابن زیاد، روز عاشوراى سال 67 هجرى و روز كشته شدن ابن زیاد به دست تواناى ابراهیم اشتر درست روز عاشورا بود. این یك اتفاق تصادفى نیست، بلكه خداوند خواسته بود كه درست در همان روز كه امام حسین علیه السلام به دست نیروهاى ابن زیاد، مظلومانه به شهادت رسید، در همان روز انتقام خون آن مظلوم را از قاتل او بگیرد. «و انها لعبرة لاولى الابصار» تا عبرتى باشد براى صاحبان خرد.

 

عاقبت عمر سعد چه شد؟

مختار در آن روزهایى كه دست به انتقام خون شهداى كربلا زد، نسبت به «عمر سعد» بیش از همه حساس بود، از طرفى، قبلا به خاطر مصالحى امان‏نامه‏اى به «عمر سعد» داده بود و از طرف دیگر عمرسعد هم بهانه‏اى به دست مختار نداده و در شورش علیه مختار، شركت نكرده بوداز این جهت قدرى دستگیرى و مجازات وى به تاخیر افتاد.

هنگامى كه عمر سعد متوجه شد كه مختار در صدد دستگیرى و مجازات او است، شبانه از كوفه پا به فرار گذاشت. در بیرون شهر كوفه با شخصى روبرو شد و قضیه فرار را براى او نقل كرد. آن مرد تمیمى عمر سعد را از فرار منصرف كرد و عمر سعد به منزل خود برگشت.

مختار باخبر شد كه عمر سعد به قصد فرار به خارج شهر رفته و برگشته است. مختار خوشحال شد و این حادثه را بهانه گرفت. لذا كسى را به دنبال «حفص‏» فرزند عمر سعد فرستاد.

او فورا به نزد مختار آمد. مختار از پدرش عمر سعد سؤال كرد، حفص گفت: پدرم در خانه است.

مختار «ابوعمره‏» را مامور جلب عمر سعد كرد. ابوعمره فورا حركت كرد و« عمر سعد» را براى مختار جلب كرد. عمر سعد كه ترسیده بود گفت جبه‏ام را بیاورید. (13)

ابوعمره از منظورش آگاه شد و مهلتى به او نداد، و شمشیر برنده خود را بر فرق عمر سعد فرود آورد و او را به درك واصل كرد. بعد سرش را از بدنش جدا كرد و براى مختار آورد.

مختار رو كرد به «حفص‏» فرزند آن جنایتكار و گفت: این سر كیست؟ گفت: این سر پدرم است.

مختار در همانجا دستور داد كه سر « حفص » فرزند عمر سعد را نیز جدا كنند و او را به پدرش ملحق نمایند.

بدین صورت عمر سعد و فرزندش به سزاى اعمال خود رسیدند.

 

چرا سوگوارى كنیم؟

مى‏گویند اگر امام حسین علیه السلام پیروز شد چرا جشن نمى‏گیریم چرا گریه مى‏كنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ شایسته است؟

آنهایى كه چنین سؤالى مى‏كنند، فلسفه عزادارى را نمى‏دانند و آن را با گریه‏هاى ذلیلانه اشتباه مى‏كنند.

اصولا گریه و جریان قطره‏هاى اشك از چشم كه دریچه قلب آدمى است چهار گونه است:

 

1 - گریه ‏هاى شوق:

گریه مادرى كه از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش پس از چندین سال، سر داده مى‏شود، یا گریه شادى آفرین ورضایت بار عاشق پاكبازى كه پس از یك عمر محرومیت معشوق خود را مى‏یابد، گریه شوق است.

قسمت زیادى از حماسه‏هاى كربلا شوق آفرین و شورانگیز است و به دنبال آن سیلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادتها، فداكاریها، شجاعتها، آزاد مردیها، و سخنرانیهاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، از دیدگان شنونده سرازیر مى‏گردد، آیا این گریه دلیل بر شكست است؟

 

2 - گریه‏هاى عاطفى:

آنچه در درون سینه انسان جاى دارد، قلب است نه سنگ! واین قلب كه ترسیم كننده امواج عواطف انسانى است به هنگام مشاهده منظره كودك یتیمى كه در آغوش مادر در یك شب سرد زمستانى از فراق پدر جان مى‏دهد به لرزه در مى‏آید وبا سرازیر كردن سیلاب اشك، خطوط این امواج را در صفحه صورت ترسیم مى‏كند و نشان مى‏دهد قلبى زنده وسرشار از عواطف مردمى است.

آیا اگر با شنیدن حادثه جان سپردن یك طفل شیرخوار در آغوش پدر، ودست وپا زدن در میان سیلاب خون در حادثه كربلا، قلبى بتپد، وشراره‏هاى آتشین خود را به صورت قطره‏هاى اشك به خارج پرتاب كند، نشانه ضعف وناتوانى است‏یا دلیل است بر بیدارى آن قلب پر احساس؟

 

3 - گریه پیوند هدف:

گاهى قطره‏هاى اشك پیام‏آور هدفهاست، آنها كه مى‏خواهند بگویند با مرام امام حسین علیه السلام همراه وبا هدف او هماهنگ وپیرو مكتب او هستیم، ممكن است این كار را با دادن شعارهاى آتشین، با سرودن اشعار وحماسه‏ها ابراز دارند، اما گاهى ممكن است آنها ساختگى باشد، ولى آن كس كه احیانا با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشكى از درون دل، بیرون مى‏فرستد، صادقانه‏تر، این حقیقت را بیان مى‏كند، این قطره اشك، اعلان وفادارى به اهداف مقدس یاران امام حسین علیه السلام و پیوند دل وجان با آنها است، اعلان جنگ با بت پرستى وظلم وستم، اعلان بیزارى از آلودگیهاست، وآیا این نوع گریه - بدون آشنائى با اهداف پاك او - ممكن است؟

 

4 - گریه ذلت و شكست:

گریه افراد ضعیف وناتوانى است كه از رسیدن به اهداف خود وامانده‏اند وروح و شهامتى براى پیشرفت در خود نمى‏بینند، مى‏نشینند و عاجزانه گریه سر مى‏دهند، هرگز براى امام حسین علیه السلام چنین گریه‏اى مكن كه او از این گریه بیزار ومتنفر است، اگر گریه مى‏كنى گریه شوق، عاطفه، وپیوند هدف باشد. ولى مهمتر از سوگوارى، آشنایى به مكتب امام حسین علیه السلام و یاران او و پیوستگى عملى به اهداف آن بزرگوار است، كه پاك بودن وپاك زیستن ودرست اندیشیدن وعمل كردن مى‏باشد.

 

 آیا مى‏دانید كه:

1 - به دستور عمرسعد ده نفر براى اسب راندن بر پشت وسینه امام حسین علیه السلام داوطلب شدند؟

2 - ده نفرى كه اسب بر امام حسین 42 7 2 راندند همه ولدالزنا بودند؟

3 - تعداد سرهاى بریده شده در كربلا 78 سر بود؟

4 - امام حسین علیه السلام سرزمین كربلا را خریده، سپس به اهالى آنجا بخشیدند؟

5 - یزید به ولید نامه نوشت‏یا از حسین بیعت بگیر، یا گردنش را بزن؟

6 - بعد از شهادت امام حسین علیه السلام آسمان خون بارید؟

7 - بعد از شهادت امام حسین علیه السلام از زیر هر سنگى خون مى‏جوشید؟

8 - در یك روز 600 نامه براى حضرت نوشتند كه آقا بیا؟

9 - ابن زیاد 1000 سواره و 500 پیاده براى دستگیرى مسلم بن عقیل فرستاد؟

10 - بعد از آنكه حارث سر برادر بزرگتر دو طفلان مسلم را برید و او را در شط فرات انداخت، بدن روى آب منتظر برادر كوچكتر بود تا آنكه یكدیگر را در آغوش گرفته وبه زیر آب رفتند؟

11 - مسلم بن عقیل 27 روز قبل از شهادتش به امام حسین علیه السلام نامه نوشت كه یابن رسول الله 80 هزار نفر از اهل كوفه با تو بیعت كردند پس بشتاب به سوى ما؟

12 - سر امام حسین علیه السلام در صد و بیست محل سخن گفت؟

13 - حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در مجالس و محافلى كه به نام امام حسین علیه السلام منعقد مى‏شود شركت مى‏كنند؟

14 - تشكیل و برگزارى مجالس و محافل روضه خوانى به نام ائمه علیهم السلام بویژه امام حسین علیه السلام چه فوائدى در بر دارد؟

15 - امام حسین علیه السلام را به خاطر عداوت با پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام شهید كردند؟

16 - خداوند متعال عوض شهادت امام حسین علیه السلام

- امامت را در نسل ذریه‏اش نهاد؟

- تربت او را شفاى هر بیمارى نمود؟

- هر دعائى در حرم او شود مستجاب مى‏گردد؟

- روزهایى كه زائر او به زیارتش مى‏رود - چه رفت، وچه برگشت - جزء روزهاى عمرش حساب نمى‏شود؟

17 - خاك كربلا معطر است؟

18 - در كربلا قبل از امام حسین علیه السلام دویست نبى ودویست وصى نبى ودویست‏سبط نبى به شهادت رسیده‏اند؟

19 - اگر امام زمان علیه السلام ظهور فرماید نوادگان قاتلان امام حسین علیه السلام را به خاطر عمل پدرانشان مى‏كشد؟

20 - امام حسین علیه السلام مكان اصحابش را قبل از شهادت به آنها نشان داد؟

21 - اصحاب امام حسین علیه السلام براى شهید شدن با یكدیگر مسابقه مى‏دادند؟

22 - زیارت امام حسین علیه السلام ، در سال براى اغنیا دو بار و براى فقرا یكبار، واجب است؟

23 - امام حسین علیه السلام در شیرخوارگى مطالعه لوح محفوظ مى‏نمود؟

24 - امام حسین علیه السلام در شش ماهگى متولد شده است؟

25 - امام حسین علیه السلام بعد از تولد تسبیح و تهلیل و تمجید خدا مى‏نمود؟

26 - نامگذارى امام حسین علیه السلام توسط خدا بوده است؟

27 - امام حسین علیه السلام بعد از تولد، شفاعت‏یكى از ملائكه مقربین به نام صلصائیل نمود؟

28 - امام حسین علیه السلام بعد از تولد، شفاعت فطرس (یكى از ملائكه حمله عرش) نمود؟

29 - فطرس افتخار مى‏نمود كه آزاد شده حسین علیه السلام است؟

30 - اولین عزادارى براى امام حسین علیه السلام توسط خدا انجام شد؟

31 - امیرالمؤمنین علیه السلام به سعد بن ابى وقاص فرمود: در خانه تو بز بچه‏اى است كه فرزند مرا مى‏كشد و آن روز عمر بن سعد چهاردست و پا راه مى‏رفت؟



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد